💡همراه با دو طبقه اصلی یعنی طبقه کار و طبقه سرمایه، اقشار گسترده خرده بورژوازی در جامعه وجود دارد، و مناسبات جامعه یا نظام حاکم، سرمایه داری انحصاری- دولتی است، و الیگارش ها همان ابرسرمایه داران یک درصدی، برندگان اقتصاد و سوار بر جامعه اند (قدرت سیاسی را در دست دارند).

در نتیجه، مبارزه طبقاتی، پایه و اصل اساسی بر علیه طبقه سیاسی حاکم است،

💡در پیوستگی با مبارزه طبقاتی، دیگر مبارزات هم هست؛ مثل مبارزه نظری،

مبارزه برای صلح، مبارزه برای محیط زیست، مبارزه اقلیت ها و قوم های ملی، مبارزه زنان و مبارزه برای آزادی …

💡هر طبقه در مبارزه و تعارض اش با دیگر طبقات، در رابطه اش با شیوه تولید و ساختار حاکم، در بستر تاریخی قابل درک است.

💡اگر به اصل مبارزه طبقاتی توجه نشود انقلاب به انحراف می رود و طبقه سرمایه دار و زمین دار بزرگ حاکم می شود نه طبقه کار. مثل انقلاب ۱۳۵۷ و انقلاب مشروطیت.

دو نیاز اساسی جامعه:

۱- توسعه و رشد و رفاه اقتصادی، که لازمه اش آزادی عقیده و مذهب،آزادی احزاب چپ.

۲- جامعه گرائی، بجای نظام ناموزون استثماری سرمایه، وگرنه رشد و رفاه اقتصادی نصیب همان اقلیت سرمایه دار یک درصدی (اُلیگارش های دوجناح حاکم) می شود.

https://mamnohe.blogfa.com