اُلیگارشی (oligarchie) از دو کلمه یونانی [oligos +archose] به عاریت گرفته شده است، یعنی《حکومت اقلیت

مثل حکومت روحانیون.

از نظر سیاسی، الیگارشی اصطلاح تحقیرآمیزی است که اقلیت روحانی قدرت را در دست دارند برخلاف دموکراسی که در آن اکثریت مردم نقش اصلی را دارند.

از نظر اقتصادی، الیگارشی، سامانه یا شکل یا مناسبات اقتصادی است که ثروت افراد خودی با نزدیکی به قدرت بدست می آید،


در دوره معاصر، الیگارش ها، به ابَر سرمایه داران یک درصدی متصل به قدرت گفته می شود که ثروت و سرمایه خود را از تعدیل ساختاری، از خصوصی سازی منابع ملی و اموال عمومی، از وام های کلان ارزان، از ارزها و دلارهای کلان ارزان دولتی، از صادرات و واردات انحصاری، ... یعنی از طریق حکومت بدست آوردند و نظام سرمایه داری انحصاری_ دولتی را شکل دادند.

مثلاً

سه هفته بعد از انقلاب، در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷، خمینی، فرمان مصادره اموال رژیم شاه را بنفع حاکم شرع (رهبری) داد در نهاد ها و تراست های بنام ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان...

از سال ۱۳۶۸، بعد از جنگ، با خصوصی سازی منابع ملی و اموال عمومی، اموال رهبری، بیش از ۵۰ درصد ثروت کشور رسید، در نهاد ها و تراست های مثل قرارگاه خاتم الانبیاء، آستان قدس رضوی...

همین طور رئیس جمهور با سند نشان داده، زمین های کشاورزی آیت ا... لاریجانی آملی، بیش از ۴۰۰ هکتار است و چند همت سود بانکی قوه قضائیه به حساب شخصی لاریجانی می رود.

از اوایل انقلاب، درصدی از درآمد صادرات فروش نفت به حساب شخصی رفسنجانی واریز می شود.

الیگارش ها یا ابَر سرمایه داران متصل به قدرت، مثلّ شمخانی در کشتی و پتروشیمی، صادق محصولی در نفت، مدلل در روغن و سویا و ذرت، x در شکر،y در چای، ... در بازار کالایی و خدمات فعال هستند.

نولیبرالیسم، الیگارشی مالی است که معمولاً در سفته بازی مثل بورس و بانک، مسکن و طلا،ثروت مردم را چپاول می کنند، هدف و قبله نولیبرال ها، خصوصی سازی منابع ملی و اموال دولتی به نفع خودشان است (بر خلاف دستاورد مبارزات مردم در نهضت ملی نفت مصدق).