آموزش مارکس

مطلب عمده در آموزش مارکس توضيح چگونگی نقش جهانی ـ تاریخی پرولتاریا بمثابه ایجاد کننده جامعه سوسیالیسم است.


انقلاب 1848، ضربه مهلکی به اشکال گوناگون نظریات خرده بورژوایی زد,
کشتار کارگران, از طرف بورژوازی جمهوری خواه, در روزهای ژوئن سال ١٨۴٨ در پاریس, بطور قطع آشکار ميکند که تنها
پرولتاریا دارای طبيعت جامعه گرا است.
بورژوازی ليبرال صد بار بيش از هر ارتجاع دیگری از استقلال و اتحاد طبقه کارگر می ترسد.


با الغاء بقایای ارباب رعیتی، رضایت خاطر دهقان هم فراهم ميشود و او هم طرفدار نظم ميگردد و فقط گاهگاهی بين دموکراسی کارگری و ليبراليسم بورژوازی مردد است.


کليه آموزش های مربوط به سوسياليسم غير طبقاتی و سياست غير طبقاتی مزخرفات پوچی از آب در آمدند .